سال نو مبارک دختر گلم (بابا)

   + یسنا علیخانی - ٩:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱٠

شیرین زبون من

مامان قربون حرف زدنت بره ماچ

دیروز گفتی زنگ بزنم باباجون . گوشی رو ورداشتی و گفتی :می تونی یه لحظه تلفن همراهتو خط ایرانسلتو به من بدی ؟ خجالت

انقدر ذوق زده شده بودم که نمی دونستم باید چیکارت بکنم . آخه فسقلی تو خط ایرانسل رو از کجا می شناسی ؟‌متفکر

بابا جو ن هم اونور خط از خنده روده بر شده بود و قربون صدقت می رفت .خنده

بابا جون می گفت روز قبل که برده بودت بیرون توی راه یه کارت شارژ ایرانسل رو زمین افتاده بود و تو انو برداشتی و گفتی بابا جون ایرانسل افتابه زمین ؟چشمک

وقتی فهمیدی که ما خوشمون اومده ناقلا هی واسمون جمله های خواهشی ساختی تا خودتو شیرین کنی...

مامان فــــــزان میتونی عروسک خوشکل به من بدی ؟‌

میتونی یه ستاره به یسنا بدی ؟‌

   + یسنا علیخانی - ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱

سفر به همدان

٢٢ بهمن با مامان جون و باباجون و دایی مهدی رفتیم همدان . جاتون خالی خیلی خوش گذشت. یسنا و پرهام حسابی از خجالت هم دراومدن خنده. کلی تو سروکله هم زدن

جای همتون خالی رفتیم اول رفتیم باغ پسرخاله . چه هوای لطیفی داشت . صبحانه حلیم خوردیم بعدش هم رفتیم بالای کوه و چشمه و خیلی خوش گذشت . عزیزم تقریبا همه راه رفت  رو خودت اومدی آخرش که دیگه خسته شده بودی گفتی مامان فزان خسته شدم . بعدش رفتیم گنجنامه روی برفها سرسره بازی کردیم . خیلی عالی بود خجالت

   + یسنا علیخانی - ٥:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢٥

 

   + یسنا علیخانی - ۱:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢۱

چند تا از عکسهای یسناگلی

من الان تو تالار عروسی، روی مبل عروس دوماد نشستم. چه حالی میده. عروسی  bito



دارم خستگی در میکنم آخه کلی رق-صی-دم. نی نی کوچولو از عروسی خاله خوشحالهتشویق.


اینجا هم که خودم عروس شدم. مامان پزانه بابا ممقا مبارک باشه.




در این عکس هم که نقلی خانم مامان نوئله و کلی خوشحالم.

سلام پیشی منو نخوری ها. ببین چقدر از دیدنت ذوق کردم چشمک

دنبالم بگردید و پیدام کنید.



   + یسنا علیخانی - ٢:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٦

تشکر

از مدیر تولید و پیاده سازی پرشین بلاگ و مامانم ممنونم که باعث شدن سایتم دوباره راه بیفته و بتونم مطالب جدیدم رو توش بنویسم.

   + یسنا علیخانی - ٢:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٦

فرشته کوچولوی من در خواب

این عکس 4 روز گی یسنا است

سه ماهگی

چهار ماهگی

پنج ماهگی

 

 

   + یسنا علیخانی - ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۳٠

مصاحبه با یسنا

مامان :سلام

یسنا :الام دس اوس (یعنی سلام دست بوس) ماچ

مامان :‌اسمت چیه ؟

یسنا :‌نعنا خنده

مامان :‌ عزیزم بزرگ بشی کجا می ری ؟

یسنا :‌ مدزه ( مدرسه )‌

مامان :اسم بابات چیه ؟

یسنا ؟ ممد  نیشخند

مامان :‌جیگرتو خام خام بخورم یا بپزم ؟

یسنا ؟‌ پخ قهقهه

 

 

   + یسنا علیخانی - ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۳٠

فرهنگ لغات جدید من در 20 ماهگی

نیشخند

لیمو: مولو

مرغ : مرد

بلوز :‌بولو

ماشین :‌دیده

موتور : بوم بوم

کلید : لیلی

انگور : انور

عینک : انک

قلب

   + یسنا علیخانی - ۱:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢٥

عسل مامان

   + یسنا علیخانی - ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢۱

خودتون قضاوت کنید

 

 

   + یسنا علیخانی - ٩:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱۳

بازم چند تا عکس جدید از یسنا

   + یسنا علیخانی - ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱٢

بدون شرح

سلام اینم شاهکار خاله فاطی که ما رو شرمنده کرد

   + یسنا علیخانی - ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱٢

دیروز برای اولین بار منو مامان صدا کردی

قربونت برم که منو مامان صدا کردی . انگار که همه دنیا رو به من دادن . . تو الان یک سال و پنج ماه و دو هفته است که زندگی منو روشن کردی . فدات شم مادر. لبخند

 

 

   + یسنا علیخانی - ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٢٦

لباس ها رو هم بشورم

   + یسنا علیخانی - ٦:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۱٠

لباس عید

 

قلب

عید شما مبارک

   + یسنا علیخانی - ٥:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۱٠

خاله آزاده عیدت مبارک

 سال نو بهانه ایست برای دوباره تازه شدن

دوستان عزیزم سال خوب و خوشی را برای شما آرزومندم . خصوصا برای خاله آزاده قلب. خاله جون امیدوارم که سالی سرشار ازموفقیت داشته باشی.ماچ

   + یسنا علیخانی - ۱:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۱٠

فرهنگ لغات یسنا

فرهنگ لغات یسنا در 1 سال و نیمگی خجالت

ساعت :دایی

گاو: ماا

گربه : ماوو

تلفن موبایل ایفن: الو

ماست: ما

غذا: نام

شانه: مو

کلاه: الاه

دماغ : خخخ

باز: با

گاو: ما

اسب: اس

توپ : بوم

کنترل : لل

گل : لول

نماز:الا

شکلات : لیلی

جوراب : با

کفش :‌تاتی 

شیر:‌آب خنده

سلام خاله آزاده

   + یسنا علیخانی - ۱:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۱٠

خاله فاطی ازهدیه ات متشکرم

خاله فاطی کادوت خیلی عالی بود. خجالتقلبماچمرسی

 

 

کادو خاله فاطی

اینم کیک توادم

 

اینم کیک تولدمتشویق

   + یسنا علیخانی - ۸:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٩

همه ظرفها رو شستم مامان جون

بدون شرح نیشخند

یسناظرف می شوید

 

 

   + یسنا علیخانی - ۸:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٩

کریسمس مبارک

تشویقبابا نوئل

   + یسنا علیخانی - ۸:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٩

لباس عید من

سلام دوستای من این لباس عید منه لبخند

 مامانی قربونت بره. عکسای که سر سفره هفت سین گرفتی رو بعدا برات میذارم .ماچ

بنفشه من یسنا

 

 

   + یسنا علیخانی - ٧:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٩

تروتمیزو تپل و مپل

عسل مامان

   + یسنا علیخانی - ۱:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٩

وقتی یسنا سه ماهه بود

خجالتقلب قربونت برم مامانی ماچ

 

سه ماهگی یسنا

   + یسنا علیخانی - ۱:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٩

تابستان87

 

تابستان 87

   + یسنا علیخانی - ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٧

اولین سفر من به نوشهر

اولین سفر من به نوشهر 31 مرداد 87 بود . جاتون خالی هوای خیلی خوب بود . ناهار جوجه کباب خوردیم . بعد رفتیم دریا شنا کردیم . چشمک

 

یسنا بعداز شنا خسته کنار ساحل خوابیده

   + یسنا علیخانی - ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٤

اولین دیدار با علی مهربون

٨ اردیبهشت 87 ما به خونه علی مهربون رفته بودیم . علی 6 روز بود که به دنیا اومده بود لبخند .من اون موقع  6 ماهه بودم  و احساس می کردم خیلی  از  علی بزرگترم.

هورا. ما رفته بودیم به خاله اعظم بگیم قدم نورسیده مبارک .چشمک

 

یسنا و علی کوچولو

   + یسنا علیخانی - ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٤

اولین سفر یسنا به همدان

 یسنا و عروسکهای شیما در سفر به همدان

 

من 14 و 15 خرداد 87 با مامان و مامان جون و باباجون جاتون خالی رفتیم همدان . قلب اینجا خونه شیما (دختر دختردایی مامانم تعجب) است .

   + یسنا علیخانی - ۱:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٥

ستاره خوشگل مامان

یسنا خانم روی مبل

این عکس قشنگ متعلق به منه.

مامانم ازم انداخته. مامانم عکاس خیلی ماهریچشمکه

 

   + یسنا علیخانی - ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٥

من و دوستم علی

یسنا و علی

این علی آقا پسر خاله اعظمه که 6 ماه از من کوچولوتره.

ما با مامانامون روز پنجم ماه محرم یعنی 13 دیماه 1387 رفتیم مراسم حضرت علی اصغر در مصلی تهران.

یه عالمه خوب بود چون کلی بچه های کوچک با ماماناشون اومده بودن اونجا و هممون عزاداری کردیم.

   + یسنا علیخانی - ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٥
← صفحه بعد